ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

26

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بيعت كردن با خود فرا خواند ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى هم براى بيعت آمد و على ( ع ) دو مرتبه او را رد كرد و سپس فرمود : چه چيزى شقىترين اين امت را از اينكه ريش مرا با خون سرم رنگ و خضاب كند باز مىدارد ، [ چه چيزى شقىترين اين امت را باز مىدارد ] . همانا ريش من از خون سرم خضاب مىشود . و سپس اين دو بيت را به عنوان مثل خواند : كمربندهاى خود را براى مرگ استوار ببند كه همانا مرگ به ديدار تو خواهد آمد و چون كشته شدن بر تو فرود آمد بى تابى مكن . [ 1 ] محمد بن سعد گويد : راوى ديگرى هم غير از ابو نعيم با همين اسناد از على ( ع ) نقل مىكند كه در دنبالهء اين مطلب فرمود : به خدا سوگند اين عهدى است كه پيامبر امّى صلى اللَّه عليه با من فرموده است . ابو اسامة حماد بن اسامه از يزيد بن ابراهيم ، از محمد بن سيرين نقل مىكند * على ( ع ) اين بيعت را براى ابن ملجم مرادى خوانده است : من براى او عطا و بخشش مىخواهم و او كشتن مرا اراده مىكند پوزش خواهى دوست مرادى تو چگونه است . [ 2 ] اسماعيل بن ابراهيم بن عليّة از عمارة بن ابى حفصة ، از ابو مجلز نقل مىكند * على ( ع ) در مسجد نماز مىگزارد . مردى از قبيلهء مراد پيش ايشان آمد و گفت : مواظب خود باش كه گروهى از قبيلهء مراد قصد كشتن تو را دارند ، فرمود : همراه هر كس دو فرشته است كه او را از مرگى كه مقدر نشده باشد ، حفظ مىكنند و چون اجل مقدر فرا رسد او را رها مىكنند و همانا كه اجل خود دژى استوار است . [ 3 ] يزيد بن هارون از هشام بن حسان ، از محمد ، از عبيدة نقل مىكند * على ( ع ) فرمود : چه چيزى شقىترين شما را از اين كه بيايد و مرا بكشد باز داشته است خدايا من از ايشان

--> [ 1 ] . اشدد حيازيمك للموت * فانّ الموت لاقيك و لا تجزع من القتل * اذا حلّ بواديك [ 2 ] . اريد حباءه و يريد قتلى * عذيرك من خليلك من مراد و براى اطلاع بيشتر رك : شيخ مفيد ، ارشاد ، تهران ، چاپ 1377 قمرى ، ص 6 . [ 3 ] . ظاهرا منظور اين است كه اجل محتوم چون دژ استوارى است كه تا فرا نرسيده آدمى را از پيشامدهاى ديگر مصون مىدارد ، به حكمت شماره 197 نهج البلاغه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 19 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، 1963 ميلادى ، ص 21 مراجعه فرماييد . - م .